چرا هر کسی به یک شکل عشق میورزد؟
نظریه دلبستگی که توسط John Bowlby مطرح شد و بعدها توسط Mary Ainsworth گسترش یافت، توضیح میدهد که کیفیت رابطه کودک با مراقبان اولیه، الگویی برای روابط عاطفی آینده او ایجاد میکند.
1. دلبستگی ایمن (Secure Attachment)
افراد دارای دلبستگی ایمن احساس ارزشمندی میکنند و باور دارند دیگران نیز قابل اعتماد هستند. آنها از صمیمیت نمیترسند و در عین حال استقلال خود را حفظ میکنند.
مثال: سارا همسرش را برای یک سفر کاری چندروزه بدرقه میکند. دلش برای او تنگ میشود، اما مدام تماس نمیگیرد یا تصور نمیکند که حتما خیانتی در کار است. او به رابطه و شریک زندگیاش اعتماد دارد.
2. دلبستگی اضطرابی (Anxious Attachment)
این افراد دائما نگران از دست دادن رابطه هستند و به تایید دیگران نیاز زیادی دارند. کوچکترین تغییر در رفتار طرف مقابل میتواند آنها را مضطرب کند.
مثال: علی به نامزدش پیام میدهد. دو ساعت پاسخی دریافت نمیکند و با خودش فکر میکند: «حتما دیگر دوستم ندارد.» سپس چندین پیام و تماس پشت سر هم برقرار میکند.
3. دلبستگی اجتنابی (Avoidant Attachment)
افراد با این سبک معمولا از وابستگی عاطفی فاصله میگیرند و ترجیح میدهند بیش از حد به کسی نزدیک نشوند. آنها ممکن است استقلال را ارزشمندتر از صمیمیت بدانند.
مثال: مریم مدتهاست وارد یک رابطه شده، اما هر زمان صحبت از تعهد یا آینده میشود، موضوع را عوض میکند یا فاصله میگیرد. او احساس میکند نزدیک شدن بیش از حد، آزادیاش را تهدید میکند.
4. دلبستگی آشفته یا دوسوگرا (Disorganized Attachment)
این سبک معمولا در افرادی دیده میشود که در کودکی همزمان از همان فردی که باید منبع امنیت باشد، ترسیدهاند یا آسیب دیدهاند. بنابراین هم به صمیمیت نیاز دارند و هم از آن میترسند.
مثال:رضا دوست دارد وارد رابطه شود، اما هر زمان احساس میکند طرف مقابل به او نزدیک شده است، ناگهان رابطه را به هم میزند. چند روز بعد دوباره برای برگشتن تلاش میکند.
آیا سبک دلبستگی قابل تغییر است؟
خبر خوب این است که سبک دلبستگی سرنوشت انسان نیست. تجربه روابط سالم، افزایش خودآگاهی و رواندرمانی میتوانند به تدریج الگوهای ناسالم را تغییر دهند. بسیاری از افرادی که دلبستگی اضطرابی یا اجتنابی دارند، با درمان و تجربه روابط ایمن، به سمت دلبستگی ایمن حرکت میکنند